روز فراق را که نهد در شمار عمر (4)
نه که بترسم بروی، از دستت بدهم؛
پابند کردنت را دوست دارم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۴ ساعت 22:23 توسط اکرم کریمزاده اصفهانی
|
پابند کردنت را دوست دارم.
تا زن روزهای معمولی؛
ولو اینکه یک روز باشد در برابر ده سال.
چرخ روزگار چند هزاره هم که بگردد، جوامع مادرسالاری هم که دوباره ظهور کنند و آن خاطره گنگ هزارههای پیشین متعلق به الهه ها را هم که زنده کنند، باز ملکه هراست؛ نه آفرودیت.
آفرودیت های بیچاره!
بفهمیم خیلی چیزها زورکی نیست؛
علی الخصوص دوست داشتن!
پژوهشگر