روز فراق را که نهد در شمار عمر (4)

نه که بترسم بروی، از دستت بدهم؛

پابند کردنت را دوست دارم.

گزین‌گویه‌ها (13)

ترجیح می دهم زن روزهای خاص باشم؛

تا زن روزهای معمولی؛

ولو اینکه یک روز باشد در برابر ده سال.

در آستانه فصلی سرد: شانزدهم

آفرودیت‌های بیچاره!

چرخ روزگار چند هزاره هم که بگردد، جوامع مادرسالاری هم که دوباره ظهور کنند و آن خاطره گنگ هزاره‌های پیشین متعلق به الهه ها را هم که زنده کنند، باز ملکه هراست؛ نه آفرودیت.

آفرودیت های بیچاره!

گزین‌گویه‌ها (12)

 

بفهمیم خیلی چیزها زورکی نیست؛

علی الخصوص دوست داشتن!