سبک‌شناسی اسناد تبریکات مشروطه دوم مجلس شورای اسلامی

مقدمه

اسناد تاریخی هر دوره جدای از ارزش تاریخی‌ای که برای محققان این رشته دارند، می‌تواند راهگشای ما در نگاشتن تاریخ اجتماعی هر سلسله و نیز روشن‌کننده مسیر تمدنی و فرهنگی هر ملتی در برهه های مختلف زمانی باشد. آنچه که تاکنون، ظاهرا، از دید مورخان و نیز فحول ادبی کشورمان پنهان مانده است، ارزش ادبی و زبانشناسی این اسناد است. خصوصا اینکه می‌توان با سبک‌شناسی هدفمند اسناد، که بر اساس دوره و نیز موضوع و شخص نویسنده و مقام گیرنده طبقه‌بندی شده باشند، به لایه های پنهانی اسناد پی برد. به بیان دیگر، ادبیات هر قشر صاحب صنف و سند، با هم متفاوت است و همین تفاوت می‌تواند ما را به تاریخ تحلیلی-اجتماعی یک دوره برساند. همچنین می‌توان از خلال این ادبیات متفاوت، به شرایط استبدادی و سیستمهای سیاسی حاکم بر یک کشور پی برد.

آنچه که در پی می‌آید، بررسی هفت سند از اسناد دوره دوم مجلس شورای اسلامی است که همگی در زیرمجموعه اسناد تبریکات قرار گرفته‌اند. وحدت موضوع همراه با اختلاف طبقاتی نویسندگان تبریکات، می‌تواند ما را در تحلیل زبانی و سبک‌شناسی این شاخه از مکتوبات زبان فارسی یاری رساند.

 

متن سند اول

 

10 ربیع الاول 1329

ریاست مجلس شورای ملی

با مسرت قلبی که از کمال شایستگی و حسن انتخاب ریاست مجلس حاصل کرده‌ام/ خصوصا به جنابعالی تبریک و تهنیت گفته و این مسرت خاطر را برای خود مغتنم می‌شمارم/ و چون ملاقات نمایندگان محترم و تبادل آراء و افکار را همیشه مفید می‌دانم/ بسیار خوشوقت میشوم که استمزاج نموده در صورتی که میل داشته باشند فردا که/ دوشنبه یازدهم است، سه به‌غروب مانده به‌اتفاق جنابعالی اینجانب را در دربار/ از ملاقات خود مشعوف داشته چایی را در اینجا صرف فرمایند.

بررسی زبانی

این سند توسط نایب‌السلطنه نوشته شده است و در آن ضمن تبریک عید، از رییس مجلس و نمایندگان دعوت به عمل آمده است. با توجه به مقام و مرتبه شخص نویسنده، انتظار داریم که با زبانی فخیم‌تر از زبان عامه مردم رو‌به‌رو شویم. از نظر صرفی کلمات ساخت عادی دارند. هرچند که واژگانی مانند استمزاج، بیگانه هستند و دریافت معنی را دشوار می‌سازند. اما می‌بایست بررسی بیشتر نمود که آیا این واژه در آن دوره مصطلح بوده است یا نه.

از نظر نحوی، جملات طولانی هستند و تتابع صفت و موصوف و مضاف و مضاف الیه در آن زیاد دیده می‌شود. درحقیقت بهتر است بگوییم که متن بالا تنها از یک جمله تشکیل شده است؛ جمله پایه‌ای که توسط جملات پیرو زیادی احاطه شده و تشکیل یک جمله مرکب را داده‌اند.

از نظر پیشینه واژگانی مشاهده می‌شود که درصد کاربرد کلمات عربی بسیار زیاد است.( مسرت/ کمال/ حسن/ انتخاب/ ریاست/ مجلس/ حاصل/ تهنیت/ مغتنم و ...) بهتر است بگوییم زبان رسمی دوره مورد بحث بسیار با زبان عربی آمیخته است؛ بطوریکه حتی تاریخ نیز به‌صورت کامل عربی ذکر شده است و حتی معادل فارسی آن نیز نیامده است. شاید بتوان نتیجه گرفت که دیوانسالاری دوره قاجار بسیار عربی‌زده بوده است.

از نظر معناشناسی بسیاری از لغات درجهت پیشبرد تعارفات درباری استفاده شده اند؛ و همین تکرارها اندکی متن را از حالت یکدستی خارج کرده.( مانند: کمال شایستگی و حسن انتخاب/ بسیار خوشوقت میشوم، درصورتی‌که میل داشته باشند./ و ...)

بررسی ادبی

از نظر ادبی، تقریبا هیچ آرایه لفظی و معنوی بیانی و بدیعی در این متن دیده نمی‌شود. اما از منظر علم معانی، این متن بسیار قابل بررسی است. چینش کلمات متن نشان از نوعی ادبیات درباری می‌دهد که بسیار با تملّق خو گرفته است. نیز، هرچند که این متن یک دعوتنامه رسمی برای گردهمایی اعضای مجلس در دربار است، باز نوعی دستور در آن نهفته است. هرچند عباراتی هست که بسیار تعارفات میان دو طرف رد و بدل کرده است( که در بخش معناشناسی به آنها اشاره‌ای گذرا داشتیم)، اما باز با تعیین وقت دقیق نوعی محدودیت برای مدعوین درنظر گرفته است. و نیز اینکه ضیافتی در کار نخواهد بود و تنها مدعوین به صرف چایی دعوت شده‌اند، نشان از رسمی بودن و خشک بودن رابطه میان دربار و مجلس دارد. خصوصا که اولین بازگشایی مجلس پس از عید است و می‌توانست ضیافتی نیز برگزار گردد.

همچنین جمله چون ملاقات نمایندگان محترم و تبادل آراء و افکار را همیشه مفید می‌دانم نشان از نوعی همفکری کوتاه‌مدت و بدون دوام و فرمالیته دارد. البته این مسائل نیاز به نمودارهای زبانشناسی برای اثبات خود دارد که متاسفانه فرصت ننموده‌ام آنها را فراهم نمایم.

بررسی سندشناسی

با توجه به ظاهر اسناد مختلف می‌توان اشاراتی درباب تاثیر نویسنده و فرهنگ طبقه او بر نگارش اسناد داشت. برای مقایسه نسخه ای از اسناد خراسان دوره قاجار که توسط رعایا نوشه شده است، به تحقیق ضمیمه خواهد گشت. از مقایسه سند فوق با سند مذکور خراسانی، می توان به فرهیختگی نویسنده از روی حواشی شند، جنس کاغذ و نوع خط به‌کار رفته پی برد.

 

عکس سند اول

 1.jpg

نمونه ای از عرایض اوایل دوره پهلوی به مجلس شورای ملی

 

23/11/1305

مقام منیع ریاست مجلس مقدس شورای ملی شید الله ارکانه

با کمال عجز و انکسار خاطر مبارک را مستحضر می سازد، جان نثار غلامرضای حسن اف اهالی مشهد، ساکن بخارا/ از بخارا به واسطه شغلی عازم عشق آباد گردیدم. از عشق آباد مقداری اثاث البیت خریده به طرف بخارا/ مراجعت نمودم. در بین راه در آرتق که از شخصی مبلغی طلبکار بودم، از ماشین پایین آمده شب را/ در منزل مشارالیه ماندم. صبحی که آمدم سوار ماشین بشوم، در استانیا؟ یک نفر ترکمن به فدوی اظهار/داشت که بیا برویم در ادراه و شما را تفتیش نماییم. مال بنده منحصر بود به مقداری اثاث البیت/ و مبلغ سیصد و پنجاه منات چروانس و مبلغ ده تومان پول ایران. پس از تفتیش تمام اموال/ فوق الذکر فدوی را ضبط نموده و چاکر را مدت پانزده روز توقیف نمودند. به بنده اظهار/ می داشتند که "رضایت خط بده که مرخصت نماییم"، بنده در جواب می گفتم که "رضایت خط/ نمی دهم مرخصم بنمایید. هرگاه ما ایرانی ها صاحب داشتیم، مال بنده را از شما خواهد گرفت."/ خدا شاهد است به حق حضرت رضا، که یک مثقال مال قاچاق در نزد بنده نبود. تمام بار من/ اجناس روسیه بود. لهذا رفتم به قونسولگری اطلاع دادم، ایشان از خارجه رشوت گرفته/ به عرض بنده رسیدگی نکردند. مبلغی از عشق آباد قرض نمودم که بیایم تهران، خرجم/ کفاف نکرد. لهذا از مشهد عریضه نگار گردیدم و استدعای عاجزانه از آن مقام منیع می نمایم/ که اموال فدوی را از ید غاصبانه اجانب نجات داده، به فدوی مسترد دارید؛ زیرا من/ پیرمرد هستم و کاری از دستم بر نمی آید؛ سزاوار نباشد اموال تحصیلکرده/ خودم را اجانب بگیرند و اهل و عیال فدوی از گرسنگی بمیرند. تمام اموال بنده که گرفتند/ هزار و پانصد تومان می شود.

حاشیه: آدرس: مشهد- خیابان علیا- روبه روی کوچه حوض لقمان/ دکان علاقه بندی میرزا هاشم برسد به بنده می رساند.

تصویرسازی شعر فارسی و تاثیر آن بر ادبیات داستانی ایران(1)

 

آنچه که پیش رو داریم، بحث در مورد "تصویرسازی شعر فارسی و تاثیر آن بر ادبیات داستانی ایران، قبل و بعد از مشروطه" است. هرچند که بحث سنگینی است، اما سعیم بر آنست که در سلسله مقالاتی پیوسته، با نمونه های تاثیر و تاثر تصویرسازی در شعر و داستان، مبانی این بحث را تدوین کنم.

آنچه که از تصویر سازی در نظر دارم، جزئیاتی است که با توصیف و صحنه پردازی، به پیشبرد روایت شعری و منطق داستانی منتج می شود. بدیهی است که این پرداخت های روائی بی نیاز از فنون بلاغت نیست. خاصّه در ادبیات داستانی منظوم و کهن فارسی، با شاخصه هایی مثل نظامی و معاصران و مقلدان وی، و سردمداران نثر فارسی مصنوع و متکلف، مثل نصرالله منشی و منشیان درباری مانند میرزا مهدی خان استرآبادی و شیوه بدیع تاریخ پردازی اش، که کابرد این فنون مشخص تر است.

لزوم دیگر این بحث، ادّعائی است که اکثر نویسندگان معاصر و تازه کاران این عرصه مبنی بر عدم نیاز شناخت ادبیات کهن و فنون بلاغی دارند. با نشان دادن نمونه های قوی تاثیر شعر بر نثر، این ادعا باطل خواهد شد.

گمان می کنم پیش از ورود به بحث، آنچه که آشکارا لازم است، آشنائی ما با پیشینه و ادوار شعر فارسی است. چنان که افتد و دانید، این مبحث طولانی است و از حوصله و مجال ما خارج است. آنچه که در این شماره می خوانید، نگاهی کوتاه به منبع شناسی شعر فارسی است. کتب زیر از امهات این مبحثند که بنا بر تاریخ انتشار و تاثیرشان در ادبیات معاصر، بصورت ذیل آراسته شده اند.

 

  • فروزانفر، بدیع الزمان، سخن و سخنوران،  تهران:  كميسيون معارف، 1308 -1312 در احوالات شعرای سبک های خراسانی، عراقی و آذربایجانی
  • زرین کوب، عبدالحسین، فلسفه شعر: يا، تاريخ تطورشعروشاعري درايران ، بروجرد: چاپخانه لاویان، 1323
  • موتمن، زین العابدین، شعر و ادب فارسی، تهران: ابن سینا افشاری، 1332
  • بهار، محمدتقی، ملک الشعرا، تاریخ تطور شعر فارسی، 1334 ، که به سبک شناسی نظم معروف است.
  • براهنی، رضا، طلا در مس «در شعر و شاعري» ، تهران: زمان، 1347 در نقد شعر فارسی
  • شفیعی کدکنی، محمّدرضا، صورخيال درشعرپارسي ، تحقيق انتقادي درتطورايماژهاي شعرپارسي وسيرنظريه ،بلاغت دراسلام وايران ، تهران: نیل، 1349
  • شفیعی کدکنی، محمدرضا، ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط سلطنت، تهران: سخن، 1359
  • حمیدی شیرازی، مهدی ، شعر در عصر قاجار ، تهران:  گنج كتاب، 1364
  • همایونفرخ، رکن الدین، تاريخ هشت هزارسال شعرايراني " پارسي "، تهران: نشر علم، 1370 در تاریخ و نقد شعر فارسی
  • شمس لنگرودی، تاریخ تحلیلی شعر نو ، تهران: مرکز، 1370 به بررسی شعر نو فارسی از مشروطه تا انقلاب اسلامی می پردازد.
  • حمیدی شیرازی، مهدی،بهشت سخن، تهران: پاژنگ، 1371
  • رستگار فسائی، منصور، انواع شعرفارسي : (مباحثي درصورتهاومعاني شعركهن ونوپارسي ) ، شیراز: انتشارات نوید شیراز، 1373
  • کیانوش، محمود، بررسي شعر و نثر فارسي معاصر در آثاري از جلال آل احمد، صادق چوبك ، درويش ، اكبررادي ، محمدزهري ، غلامحسين ساعدي ، محمد رضا شفيعي كدكني ، سياوش كسرايي ، جمال مير صادقي، تهران: رز
  • موحد، ضیاء، شعر و شناخت، تهران: مروارید، 1377
  • قویمی، مهوش، شعر نو در بوته نقد، تهران: دانشگاه هرمزگان، 1383

·     حسینی کازرونی، احمد، زن‍دگ‍ی‌ن‍ام‍ه‌ ش‍اع‍ران‌ ب‍زرگ‌ ای‍ران‌: رودکی سمر‌قندی تا شفیعی کدکنی در دوران ۱۰۰۰ ساله شعر فارسی ، تهران: ارمغان، 1385

 

غرض از نام بردن این آثار، پرداختن به شاعرانی است که در این آثار از آنها نامی برده نشده و هنوز تاثیرشان در نثر داستانی معاصر بررسی نشده است، که در شماره های بعدی این هدف را مدنظر قرار خواهیم داد.

ژانر بندی داستان های سنتی فارسی

 

دیر گاهی است که به این مسائل فکر میکنم.از ابتدا به فکر تاریخ ادبیات داستانی افتادم.حدودا از "بعد از اسلام تا حمله مغول " را هم مطالعه ای اجمالی کردم اما هر روز به متون جدیدی بر می خوردم که رگه هایی داستانی داشتند؛بارزترینشان تاریخ بیهقی است، یا مسئله مقامه نویسی.فکر می کردم مشکل اصلی "تعریف  داستان  در قدیم و جدید" و تفاوت های آن هاست.اما آنچه که جستجو کردم به من نمایاند که در ایران ژانر بندی درستی در ادبیات وجود ندارد.ادبیات فارسی به حال خود رها شده است تا در هر شاخه ای که دوست دارد، بپراکند.آنچه از خواندن کتاب ها و مقاله های تحت عنوان "انواع ادبی" دستگیرم شد این بود که آنها گرته برداری های ضعیفی هستند از همتاهای خارجی.کتاب پروفسور آبرامز(The glossary of literary terms) به خوبی نمایانگر این مطلب است.

مجبورم بازه بزرگتری را در نظر بگیرم که بتواند ادبیات را شاخه شاخه کند و من بتوانم به داستان در ادبیات کهن بپردازم.فکر می کنم بهترین گزینه همانا " روایت" باشد.البته تعریف های متفاوتی از این کلمه دیده ام و شنیده ام ؛ سابقه چهار سال فعالیت حرفه ای و نیمه حرفه ای داستان نویسی ام به من می فهماند که نظریه پردازی درستی در این زمینه صورت نگرفته است.

منظورم از روایت هرگونه شیوه انتقال درون مایه در قالب سوژه داستانی ، همراه با تکنیک های پردازشی است.

درون مایه را همان می دانیم که خواننده آن را پیام روایت خطاب می  کند . درون مایه ، مفهوم مشخصی است که راوی ــ نویسنده قصد گفتنش را داشته و بی همتاست؛ اما پیام ، خوانش خواننده است از متن؛پس بیشمار است.

سوژه داستانی نیز همان موضوع متن  است که از داخلش می تواند صدها طرح روایی بیرون بیاید.موضوعاتی که مادی اند و مثل درون مایه معنوی و زیر پوستی نیستند.دغدغه اصلی راوی ــ شخصیت اصلی متن همان سوژه است.

تکنیک های پردازشی هستند که مشخص می کنند سوژه به سمت کدام طرح برود و چه شکل ظاهری ای پیدا کند. این تکنیک های پردازشی شامل اصول بلاغت قدیم و اصول پردازشی داستانی جدید ، هردو، می شود.

کار ممکن است به یکی از دو راه زیر ختم شود: 1)روایت شناسی در ادبیات فارسی ( یا انواع متون روایی در ادبیات فارسی)    2)تاریخ ادبیات روایی در ایران

انواع روایت :

الف)داستان : ۱.منظوم / منثور  

                   ۲.تعلیمی / حماسی / غنایی / طنز

اینکه داستان جدید چیست می دانم ؛ اما اینکه تصور قدما از داستان چه بوده نمی دانم!

ب)قصه : عیاری / پریان / فابل های حیوانی

ج)حکایت : تعریف درستی ندارم ، شاید چیزی در راه قصه شدن باشد.

د)مقامه

ه)تاریخ : 1.نظریه پردازی های تاریخی که ابدا بررسی نمی شوند.

            2.حکایات تاریخی

            3.انواع روایت های وقایع(؟)

و)نقالی : مذهبی / حماسی / تعلیمی

ز)نمایش

نگاهی کوتاه بر "سلیم جواهری" از سری چاپ شده داستان های سنتی فارسی

 

1.اینکه چه شد که ما بدون رعایت ترتیب تاریخ ادبیاتی، رفته ایم سراغ یک متن قرن 11 هجری، دوسیه اش مفصل است. به گمانم وقت آن رسیده است که شیرمردی یا شیر زنی، ذیلی بر "فهرستواره کتاب های فارسی" آقای منزوی بنویسد. هرچند که ایشان یکی از افراد مسلط بر این حوزه اند، متاسفانه کتابشناسی شان ناقص است. این دومین بار است که دوستان به قصد تصحیح نسخ، به سراغ این کتاب ــ که به دلیل طبقه بندی موضوعی اش اهمیت دارد ــ رفته اند و متون چاپ شده را تصحیحی بیهوده نموده اند.( به عنوان نمونه: شمسه و قهقهه، سلیم جواهری)

 

2. جعفری(قنواتی) ، محمد، دو روایت از سلیم جواهری، به همراه دو مقاله از اولریش مارزلف و مارگارت میلز، تهران، انتشارات مازیار، 1386 ــ در 267ص

                                                                                   

 

خلاصه داستان به این‌گونه است كه شبی "حجاج بن یوسف" دچار بی‌خوابی می‌شود، به وزیر خود مأموریت می‌دهد كسی را بیابد كه قصه‌ای روایت كند كه هم او را بخنداند و هم بگریاند. حجاج سه روز به وزیر مهلت می‌دهد. وزیر با وجود جست‌وجوی فراوان چنین فردی را نمی‌یابد. سرانجام با راهنمایی دختر دانای خود متوجه می‌شود كه فردی به نام "سلیم جواهری" در زندان حجاج است كه توانایی روایت چنین قصه‌ای را دارد. سلیم را نزد حجاج می‌آورند. حجاج به او می‌گوید اگر نتواند چنین قصه‌ای را روایت كند جانش را می‌گیرد. سلیم قصة زندگی خود را روایت می‌كند؛ ضمن این قصه‌گویی حجاج چندبار به خنده و گریه می‌افتد.

 

3. در حین خواندن کتاب نکاتی به ذهنم رسید که کار مصحح را تکمیل می کند.

الف) مصحح در قسمت روش تصحیح می نویسد: در مواردی که غلط فاحش املائی در متن بوده است، بنا به پیشنهاد ناشر به جای اصلاح و توضیح در حاشیه، واژه غلط در متن و صحیح آن بلافاصله در کمانک آورده شده است.

متاسفانه حین خواندن نتوانستم شواهد را یادداشت کنم(نقیصه کار علمی همین است دیگر!) اما مواردی هست که مصحح بدون توجه به موارد نگارشی قدیم، متن را به زبان امروزی در آورده. یکی از این اشتباهات "واو" استیناف است،  که در قرون گذشته تحت تاثیر زبان عربی، به جای نقطه استفاده می شده. مصحح نزدیک به 80 درصد این موارد را حذف نموده اند.

ب) روایت دوم این داستان در مجموعه ها و جنگ های قرن یازدهم به صورتی سیاسی نقل شده است. این روایت با شعر آمیخته است. مصحح بسیاری از آنها را از متن جدا نموده؛ اما بعضی را جا انداخته اند. مانند:

چون رسی روزی به فریاد کس / هم به فریادت رسد فریادرس (سلیم جواهری- ص 179)

تا در نرسد وعده هر کار که هست / سودی ندهد باری هر یار که هست ( همان- ص 197)

وادی غرائب

سندی از مجموعه ۲۵۹۱ میکروفیلم های دانشگاه تهران

/1حکم فرستان طبل و علم به ... پناه، کلب علی خان،متولی آستانه متبرکه صفویه و حاکم دارالارشاد

/2 فضل ...ــشاهی و الهی قامتِ قابلیت سلاطین ِ عدالت آئین این دودمان ِ ولایت مکان را ــ که منشعب /3 از خاندان نبوّت و امامت است ــ به خلاع فاخرۀ «وفضّلناکم علی کثیرٍ ممّن خلقنا تفضیلاً»/4آراسته و علم ِ ظفرپرچم این دولت روز افزون را به طراز ِ اعزاز ِ «هو الّذی جعلکم خلائف /5 فی الارض» پیراسته، کوس ِ معدلت و حق گذاری این سلطنت ِ ابد مقرون را به ندای "السّلطان /6العادل ظلّ الله فی الارض" یا " دعا الیه کل مظلوم" بلند آوازه ساخته، نوید آن را به گوش ِ هوش/7 بشارت نیوش خلائق و عباد الله رسانیده؛ از مآثر به حکم "احسن کما احسن الله /8 الیک" همگی همت اکسیر تاثیر و جملگی ... خورشید نظیر بر تربیت/9 جمعی از بندگان صافی نهاد و صوفیان صادق/10 الاعتقادِ این دودمان والانژاد ــ که /11حقوق خدمت آباء و اجداد را / 12 به حسن اعتقاد /13 و جان فشانی ِ /14 خود اعتضاد داده باشند ــ /15 مصروف داشته، به مودای «هل جزاء /16 الاحسان الّا الاحسان» همواره به شمول / 17 الطاف بی پایان شاهانه و وفور عواطف بیکرانۀ پادشاهانه /18 ممتاز و سرافراز فرموده، به مراتب بلند و مناصب ارجمند بهره مند کردند.

/19 لهذا در این وقت بنابر ظهور حسن ِ خدمت و کاردانی و وفور شفقت و عنایتِ /20 خسروانی درباره ... و شوکت پناهِ ابهت و نصفت دستگاهِ عالی جاه ــ نظاماً للایاله(؟) و الاقبال ــ /21 کلب علی خان متولی آستانۀ مقدسۀ متبرکۀ منورۀ مطهرۀ سدره مرتبۀ صفیۀ صفویه ــ حفت بالانوار / 22 القدسیه ــ و حاکم دارالارشاد اردبیل ــ که از زمرۀ صوفی زادگان قدیم و بندگان بر جادۀ / 23 عبودیت مستقیم است ــ او را به خلاع فاخرۀ ثنایی(؟) و انعام طبل و علم ایالت، معزّز و مباهی فرمودیم؛ که در / 24 ازای این مواهب عظیم، به رواج و رونق سرکار ِ فیض آثار(؟) و رفاه حال رعایا و برایا ــ که ودایع حضرت / 25 آفریدگارند ــ کوشیده، در تحصیل دعای خیر جهت نوّاب همایون ما تقصیر ننمایند.

می باید که به همه / 26 جهتی به توجهات خاطر دریا مقاطر ِ خورشید مظاهر ِ اشرف ــ که درباره آن عالی جاه / 27 سمت تزاید و تضاعف دارد ــ مستوثق و امیدوار بوده، به نوعی در /28 تزویج و تنسیق مهمات آن آستان ِِ ولایت مکان و /29 تنظیم و ترفیه و عجزه و زیردستان، مساعی ِ / 30 جمیله به ظهور رساند؛ که یوماً فیوماً / 31 آثار آن سمت / 32 ظهور یافته / 33 ثواب آن به روزگار فرخنده / 34 آثار ِ همایون عاید گردد. و خدام کرام آن / 35 روضۀ جنت مقام و سادات عظام و علمای اعلام و / 36 خواص و عوام این دیار از زوّار و تجّار و متردّدین و متوطّنین و از سپاهی / 37 و رعیت، مرفّه و آسوده بوده، به فراغ بال و رفاه حال به دعای دوام دولت بی زوال و / 38 استدامت سلطنت ابدی الاتّصال اشتغال نمایند.

در این باب غذقن دانسته پیوسته حقایق حالات /39 و مهمّات آن حدود را با حاجات و مهمازی(؟) که داشته باشند به موقف عرض رساند و در عهده داند.

 

معرفی مختصری از محاسن اصفهان

ترجمه رساله عربی محاسن اصفهان

معرفی مختصری از کتاب و زمان نگارش و ترجمه آن:

 

محاسن اصفهان از مفضل بن سعد بن حسین مافروخی اصفهانی، به زبان عربی نوشته شده که از احوالات مولف آن اطلاع دقیقی نداریم.از چند موضع کتاب به خوبی واضح می شود که تالیف آن در ایام سلطنت سلطان معز الدین ابوالفتح ملکشاه سلجوقی(465-485 ه.ق.) و دوره صدارت خواجه نظام الملک طوسی صورت گرفته و در آن ایام حکومت اصفهان با نصره الدین ابوالفتح مظفر ملقب به فخرالملک بوده است.

این فخر الملک هیچ کس دیگر نمی تواند باشد مگر خواجه ابوالفتح پسر ارشد خواجه نظام الملک(434-500) و او که در ایام وزارت پدرش در دیوان به دبیری یا در ولایات به امارت سر می کرده، در حیات پدر چنانکه در متن محاسن نیز آمده "نصره الدین" لقب داشته ولی پس از قتل نظام الملک و رسیدن به مقام وزارت، لقب او از "نصره الدین" به "نظام الملک" مبدل گردید و در دیوان معزی اشاره به هر دو لقب او هست.(محاسن اصفهان، مقدمه، د)

رساله عربی محاسن اصفهان، کتاب مفصلی در تاریخ یا جغرافیا یا خصوصیات اصفهان نیست بلکه رساله ایست که آن را مولف در نعت این شهر و ذکر محاسن آن جمع آورده و در ضمن بسیارری از فواید تاریخی و جغرافیایی و ادبی متعلق به موطن خود را در آن گنجانیده و بیش از همه در فصاحتت عبارات و نمودن جنبه هنر انشاء خود در زبان عربی کوشیده و آن را تحفه مجلس والی اصفهان ساخته است.

مترجم کتاب، حسین بن محمد بن ابی الرضا آوی نیز با رعایت همین نظر اخیر، متن را به نام خواجه غیاث الدین محمد بن خواجه رشید الدین فضل الله همدانی به قالب فارسی در آورده و آن را در سال 729 یعنی وزارت همین خواجه برای ابوسعید بهادر خان، به او تقدیم کرده است.لیکن مترجم ترتیب اصلی متن را در ترجمه رعایت نکرده است و مطالب را به میل خود در طی هشت باب مرتب ساخته و از خود نیز فواید بسیاری بخصوص راجع به دوره آخری حکومت ایلخانان بر ایران بر آن افزوده است.(همان، ه)

ترجمه فارسی محاسن اصفهان با اینکه از جهت عبارت متکلف است و انشاء آن زیاد طبیعی و ساده نیست باز از جزالت کلام و سلامت اسلوب از نمونه های قابل توجه است

بررسی مسائل فکری:

 

- خصوصیات کلی:

 

مولف در پی اینست که تنی چند از معروفترین شخصیت های تاریخی را به اصفهان منسوب کند ودر این باره به زعم خود استدلالاتی می آورد.از آن جمله ابومسلم است.

«و از جمله دلایل بر آنکه ابومسلم اصفهانی بوده است؛ مدائنی گوید که ابومسلم روزی در مسامره و ذکر فتح بلاد از ابوبکر هذلی سئوال کرد که شهر ما اصفهان که فتح کرد و کدام طایفه دست استیلا بر آن یافتند؟ ابوبکر گفت شهر شما اصفهان جماعت عبادله بگرفت و چندی ازیشان نام برشمرد.و رویات است از ابومسلم گفت من و سلمان بر شجره نسب از یک شاخیم.»ص72

نکته جالب در باب روایت های متواتر در مورد سلمان فارسی اینست که آنها را از ابوهریره نقل می کند.در صورتی که می دانیم رجال معتبر تری نیز این احادیث را نقل کرده اند.می بایست به دنبال این بود که چرا مولف اینگونه عمل کرده است؟!(ص 70)

 

- ارجاع به منابع دیگر:

 

و حمزه اصفهانی در کتاب اصفهان یاد کرده است که این مدینه را اسکندر بنا فرمود بر دست

معماری جی بن زراده اصفهانی و این شهر بنام او شهرت یافت.ص16

 

- استفاده از حکایات عامیانه و نامعقول:

 

و همچنین در دیه صحرائی هست مشهور بفاس مسافت آن بمساحت فرسنگی در فرسنگی.درین صحرا عجبی دیگر هست و آن آنست که مواشی و گله های این دیه در مرعی این صحرا با سباع اختلاط کنند و تردد م ینمایند و قطعا هیچ یک مزاحم و معارض ایشان نمی گردد و اهل آن دیه را دعوی آنست که درین صحرا طلسمی ساخته اند.ص37

 

یشینه ادبیات کودک و نوجوان

 

فضل الله مهتدی معروف به صبحی

 

 

در سال 1310، حسین کوهی کرمانی، مدیر روزنامه صبا مجموعه کوچکی از ترانه های ملی روستائی را به نام" فهلویات یا دو بیتی ها" به روش علمی گردآوری و منتشر کرد.

در همان سال مجموعه بروشورمانند "اوسانه"یا "افسانه" که مجموعه ای شامل ترانه های بچه ها،ترانه های دایه ها و مادران، و ترانه های بازی، به همت صادق هدایت منتشر شد.

بنا به پیشنهاد وی، اداره موسیقی ایران، بوسیله مجله موسیقی از ساکنان نواحی مختلف کشور در خواست کرد که افسانه هایی را که از پیران و بزرگان می شنوند، به روشی که به آنها پیشنهاد می شود، ثبت و برای آنان ارسال کنند.

در سال 1312، رساله نیرنگستان به اهتمام صادق هدایت به چاپ رسید.این رساله که در مورد اوهام و عقاید عامه بود، به محض انتشار، تحریم شد.

در سال 1314، "چهارده افسانه از افسانه های روستائی ایران" به همت کوهی کرمانی منتشر شد.همو در سال 1317 " هفتصد ترانه روستائی " و در سال 1320" چهار افسانه از افسانه های روستائی ایران" را منتشر کرد.

بعد از این دو، صبحی بود که پا در این عرصه گذاشت.او که تریبون فراگیر رادیو را در اختیار داشت، به شیوه ای کاملا فعال تر و جدی تر و مداوم تر و البته غیرعلمی تر، این کار ار پی گرفت و تا پایان عمر از آن دست بر نداشت و در واقع این کار ار به عنوان حرف اصلی خود قرارداد.تا آنجا که موفق شد در ظرف بیست و دو سال، لا اقل هفت مجموعه از این افسان ها و قصه ها را گردآوری و منتشر کرد.(پیشکسوتان ادبیات کودکان و نوجوانان، ص 12 و 13)

 

1.کتاب صبحی

چاپ اول: 1312، تهران، مطبعه دانش

شرح زندگانی صبحی تا سال مذکور، اعتقاداتش، و نحوه جدا شدن او از مسلک بهائیت است.

 

2. افسانه ها(جلد اول)

چاپ اول: 1323، تهران ، امیرکبیر

شامل: گل خندان، نمدی، بزی، راه و بیراه، خیر و شر، مرغ سعادت، سعد و سعید، گل زردف نخودو، جستیک نخودی، نخودی ودیو، گوسفندی، رمال باشی، خاله قورباغه، خاله گردن دراز، سکینه آوردی.

 

3.افسانه ها(جلد دوم)

چاپ اول: 1325، امیرکبیر

شامل: نمکی، ملی، نمکک، ملک خسرو، ماه پیشانی، کره دریایی، گاو پیشانی سفید، نارنج و ترنج، شاه و وزیر، چل گیس، چل گزه مو، کچلک، بوعلی، قاطرو آفتابه، سنگ صبور، مرد سه زنه.

 

4.حاجی ملا زلفعلی(رمان)

چاپ اول: 1326

این رمان مقایسه ای در خصوص رشد دو پسربچه روستائی است: یکی زلفعلی، که جانشین یک ملای ده می شود و با خواهر او ازدواج می کند و همراه آنها به تهران می آید.دیگری دوست او سیف الله که اول از محضر یک شیخ صوفی در کربلا استفاده می کند و بعد در راه بازگشت، وقتی که با یک هموطن همسفر می شود و درباره مسائل جهان اطلاعاتی می یابد.

رمان سرشار از مبارزه با بهائیت است.

 

5.داستان های ملل

چاپ اول: 1326

صبحی در جلد نخست افسانه های کهن می نویسد:« داستان های ملل تحت نظر من به چاپ رسید، و من دوازده افسانه فارسی را که مانندش در زبان های دیگر بود، در آن کتاب گنجاندم.»

 

6.افسانه های کهن(جلد اول)

چاپ اول: 1328

شامل: یکی بود یکی نبود، دویدم و دویدم، بز زنگوله پا، روایت کردی...، متن تاجیکی...، گرگ و هفت بزغاله، بلبل سرگشته، درخت بادام، خاله سوسکه، کک به تنور، خروسک پریشان، کلاغ لجباز، غوزه، گنجشک، دم دوز، پیرزن، کدو قلقله زن، کدو، شیرشکر، لم شیر، روباه و لک لک، روباه و کلنگ، شیخ روباه، روباهی که به زیارت مکه می رود، زور، گنجشک دنبک زن.

 

7.دژ هوش ربا:

چاپ اول: 1330.

 

8.افسانه های کهن(جلد دوم)

چاپ اول: 1331

شامل: روباه پیر، پوپک، روباه سیاهپوش، شغال، روباه و خرس، سگ پیشنماز، کلاغ و روباه، لجباز، عروس و مادرشوهر، پیله ور، شاهزاده و مار، ملک ابراهیم، شغال بی دم، پیرزن و شغال، دیوانگان، عروس و مادرشوهر خل، دختر قاضی، گرگ خونخوار و روباه افسونکار.

 

9.داستان های دیوان بلخ

چاپ اول: 1331، امیرکبیر

مضمون این داستان؛ به سخره گرفتن قاضیان و محکمه های قضائی است که خود، منشا گسترش ظلم و فساد و بی عدالتی اند.

 

10.افسانه های باستانی ایران و مجار

چاپ اول 1332

 

11.افسانه های بوعلی سینا

چاپ اول: 1333

شامل:سرگذشت بوعلی، بوعلی و بیمار، حکایت عشق، مالیخولیائی، گربه بیمار، بوعلی سینا، بوعلی، بوعلی و استاد، خواجه بوعلی، ای وای، دفتر چهان نما، استاد بوعلی.

 

12.پیام پدر

چاپ اول: 1334، امیرکبیر

این کتاب در واقع روایت کاملتری از "کتاب صبحی" است که مشتمل بر زندگی، اعتقادات، نحوه جداشدن از مسلم بهائیت، مشاغل و... نویسنده است.

13.عمونوروز

چاپ اول: 1345

شامل: عمو نوروز، کک به تنور، ملای مکتب دار، داستان سه مسافر، بقال و طوطی، سیزده به در، سه لقمه چرب، چوپان و فرشته، تبر، هسته، فسقلی،سه حرف، مهرناز، زور، خانه پیرزن، گربه شیرافکن، سلطان محمود و ایاز، مالک خسیس، فیل آتش نشان، مرغ طوفان، غوزه، نخودی، طمعکار، خیر و شر، گل خندان، هدهد، چهارشنبه سوری.

 

آثاری نیز از صبحی در مجلات و نشریات انتشار یافته اند:

-         حکایت شاهزاده ملک محمد و عاشق شدن به صنم گلعذار، مجله سخن، دوره سوم، شماره 6و7

-         حکایت ملک جمشید با گل خندان و در گریان، مجله سخن، دوره سوم، شماره 8و9

-         داستان حمام بنفش و شهر بنفش و کیفیت طلسم آن شهر، مجله سخن، دوره چهارم،شماره 10