هرجا که بینی شاهدی چون آینه پیشش نشین*(4)
«عشق یک چیز عتیقه است که با عتیقهفروشی فرق دارد. عشق عتیقه گرانقمیتی است که آدم باهاش زندگی میکند، اما عتیقهفروشی پر از وسایل گران است که حالا از زندگی خالی شده.»
یانوشکا چشم دوخته بود به راه رفتن یک زن و مرد، مثل اینکه ذهنش را راه میبرد. وقتی آنها به کوچهای پیچیدند، گفت: «چیزهایی که توی عتیقهفروشی هست تاریخ کشف ندارد، اگر هم داشته باشد قلابی است. ولی عشق لحظه کشف دارد. نمیشود فراموشش کرد. حتی اگر آن عشق تمام شده باشد، از یادآوری لحظه کشفش مثل زخم تازه خون میآید. تا یادش میافتی مثل اینکه همان موقع با کارد زدهای توی قلبت.»
- عباس معروفی، تماما مخصوص، برلین: نشر گردون، 1389، ص 324
*مولوی
پژوهشگر